نقدی بر فیلم City of ember
۵م اسفند ۱۳۸۷ نظر (۹)
شهری زیر زمین ٬ داستانی کودکانه که ممکن است بارها و بارها آنرا شنیده باشید ٬ آدمهایی که در زیر زمین زندگی میکنند و از حیاتی که در بالای سرشان است بیخبرند. داستان فیلم خوب و گویاست و با دیدن دقایق اولیه فیلم میتوان تا پایان فیلم را حدس زد. ابتدا چراغهای شهر را نشان میدهد شهری که نیروی آن توسط ژنراتوری که سالها قدمت دارد تامین میشود و به دلیل استهلاک قطعات ژنراتور نیروی اصلی شهر که همان برق شهر است دائما قطع میشود یا گاهی به دلیل نامعلومی چراغهای شهر که همانند ابرها تمام آسمان شهر را احاطه نمودهاند میترکند. قانون شهر اینست که هر نوجوانی وقتی به سن خاصی میرسد طی مراسمی و طبق قرعه ٬ کاری به او محول میشود که تا زمان بازنشستگی به آن کار مشغول باشد.
داستان بیانگر سختی در طی کشف راز جعبهایست که "لینا میفلیت" در زیر تخت خانهاش پیدا کرده. مادربزرگ "لینا" میداند که رازی مهم در این جعبه نهفته است ولی به دلیل کهولت سن بیاد نمیآورد که آن راز چیست. لینای داستان شهر نیمسوخته (شهر امبر) با کمک پسری به نام "دون هارو" آن راز را کشف میکنند٬ راز بیانگر ژنراتوریست که هرگز خاموش نمیشود و بیوقفه به کار خود ادامه میدهد. در پایان داستان آنها موفق میشوند که توسط نقشهای که در آن جعبه است به روی زمین بیآیند و متوجه آن نیروی عظیم که همهجا را روشن میکند میشوند که همانا خورشید است. زمانی اینفیلم را خوب درک خواهید کرد که آنرا ببینید و بنده نمیتوانم صحنه به صحنهی آنرا برایتان توصیف کنم!
توصیف مختصری از داستان را خواندید ٬ حال میخواهم قسمتیهایی از داستان را که برایم کمی گنگ بود را برایتان بازگو کنم. در قسمتی از فیلم که در زیر زمین میگذرد حیوانات قول آسایی را به تصویر میکشد که با کمی دقت میتوانیم نمونههای واقعی آنها را در حیات خودمان پیدا کنیم ٬ بطور مثال در میدان اصلی شهر آن زنبور بزرگ را بیاد آورید که "دون" به او کمک کرد تا دوباره پرواز کند ٬ یا در تونلهای ژنراتور آن موشکور که به تعمیرکاران حمله میکرد. با این فرض که آن حیوانات به اندازه واقعی بودهاند میتوان نتیجه گرفت که مردمان شهر نیمسوخته کوتوله بودهاند. ضد این نظریه زمانی اثبات میشود که "لینا" و "دون" بر روی زمین رسیدهاند و درختان و سنگها و یا آن لاشه ماشین سوخته و قدیمی با هیکل آنان همخوانی دارند و همانند یک انسان معمولی میمانند. شاید کارگردان یادش رفتهست که آنان زمانی کوتوله بودهاند یا شاید هدفش تنها تمام کردن فیلم بوده. و باز ضدی بر ضدیت نظریه اول زمانی را بیاد آورید که "لینا" و "دون" نقشه را از شکافی بر روی زمین به شهر میاندازند و پدر "دون" آن نقشه را مییابد ٬ آن لحظه را دیدید که همان زنبوری که "دون" به آن کمک کرده بود به داخل شکاف رفت و بر فراز شهر پرواز کرد. بنابر این با توجه به مقیاس زنبور و بچهها مردم شهر نیمسوخته کوتوله هستند!
بنده در سه حرکت تمام فرضیههای خود را زیر سوال بردم! بنظر بنده فیلمی که ازهر سکانسش بتوان برداشتی کرد که دید قبلی مارا به فیلم رد کند دیگر نمیتوان آنرا فیلم در رده سنی کودکان دانست. نظر شما چیست؟!
گیل کنان این فیلم زیبا را در سال ۲۰۰۸ کارگردانی کرده و بنده بهترین بازیگری را به ترتیب بیلموری (شهردار) ٬ مارتین لاندو (سول یا تعمیرکار پیر ژنراتور) ٬ سائوریس رونان (لینا میفلیت) ٬ تیم رابینز (لوریس هارو پدر پسرجوان) میدانم. صفحه فیلم در imdb را حتما ببینید.
به این مطلب در بالاترین رای دهید. بالاترین؟! مگه بسته نشده بود؟! کجای کاری بابا باز شده!
فیلم

