جمعه‌ای که گذشت…

fishing جمعه ای که گذشت با دو دوست قدیمی به پشت سد کرج رفتیم ٬ اینبار یادم مانده بود که قلاب ماهیگیری‌ام را ببرم و بی‌خبر از اینکه اصلا پشت سد اجازه ماهیگیری دارم یا خیر ولی خوشبختانه مشکلی از نظر جواز ماهیگیری برایم پیش نیامد. به قول دوستم ما بیشتر به ماهی‌ها غذا می‌دادیم تا آنها را سید کنیم! آخر جگری که بعنوان طعمه استفاده می‌کردیم شل بود و اشتباه‌مان اینجا بود که باید بجای جگر از دل (قلب) مرغ استفاده می‌کردیم که کمی دوام بیشتری دارد و بدبختانه ماهی‌های بالای صد تا صدوپنجاه گرم نگرفتیم و خلاصه اینکه جگرهای گوسفند سوخت جگرهای مرغ برشته شد ولی دیگر سیر شده بودیم و ماهی‌ها بوی بدی میداد و تنها گربه‌ها بودند که دلی سیر ماهی‌کبابی میل فرمودند و دیگر هیچ؛ آنگاه بود که همگی به یاد آن ضرب‌المثل معروف آشپز که سه‌تا شود…

+ سایت سیناک.وب‌سایت را تا حدودی راه انداخته‌ام و دلیل اینکه تا کنون مطلبی منتشر نکرده بودم مشغله زیاد و راه اندازی سایت بود٬ ترجمه قالب نیز وقت زیادی از بنده گرفت ولی بالاخره تمام شد.

عمومی