سفرنامه نشتارود و ماهیگیری
۶م مرداد ۱۳۸۷ نظر (۶)
صفرنامهای با صاد در شهر زیبای نشتارود؛
نشتارود، شهری که فقط ۷کیلومتر با تنکابن فاصله دارد با مردمی صمیمی و مهمان نواز و همانند سایر شهرهای شمالی دارای روستاهای زیبا و خوش آب و هوا با مناظر بکر و دست نخورده، گاوها و چهارپایان نجیب. نشتارود مجاور دریا میباشد و محلی که ما سکونت داشتیم چند دقیقه بیشتر با دریا فاصله نداشت و بیشتر اوقات لب دریا مشغول ماهیگیری بودم. همان روزهای اول ورود به نشتارود بود که بهمراه برادر و پسرعمه گرامی برای بادکردن تیوپ قایق مانندگی به سبب شنا و بازی در دریا راهی شهر شدیم، دربین راه فقط دو مغازه لوازم شکار دیدم که برایم جای تعجب داشت که شهری مجاور دریا چرا تمرکز فروشگاههای ماهیگیری کمی دارد. حال بگزریم که یک روز مانده به سفرمان بهمراه برادر و پسرعمه گرامی تمام منیریه را زیرپا گذاشتیم تا یک چوب ماهیگیری بخریم و دستآخر نیز نیافتیم. به هرحال با توجه به پولی که همراه داشتم و حساب دخل و خرج یک چوب ۵٫۶ متری بدون لنسر گرفتم که بگفته فروشنده در کنار دریا همه از این نوع چوب استفاده میکنند که هنوز هم اعتقاد دارم اینکار اشتباه است و باید از چوب لنسر دار استفاده کرد. طوئمه را خمیر نان نمودیم و در دریا افکندیم یک ساعتی گذشت ولی چیزی حاصلمان نشد، تا اینکه بالاخر دریا راضی شد یک ماهی ۳بند انگشتی به بنده بدهد و اینچنین شد که من ماهیگیر شدم. دیدن عکس هنری در اندازه بزرگ که بنده از گوشهای از ساحل دریا انداختهام خالی از لطف نیست. 


