چهارشنبهای که گذشت صالح یکی از دوستان دانشگاه قدیم با بنده تماس گرفت که مثل همیشه با اکیپ کوچکمان سری به طبیعت نیمهبکر بزنیم و هوایی تازه کنیم بنده نیز دعوت ایشان را اجابت کرده و به دیگر همیاران زنگی زدم٬ متاسفانه فقط رضا در تهران بود و دیگر دوستان در دسترس نبودند٬ قبلاً درباره رضا و اتفاق ناگواری که ادامه…
یکی از آشنایان میگفت در منطقهی اعیان نشین از آمریکا، رستورانیست که کارکنانشان برخورد بدی با مشتریها دارند و مردم آن منطقه نیز ارادت خاصی به این رستوران پیدا کردهاند، بطور مثال ابتدا میگویند چه کوفتی میخوای برات بیاورم! سپس غذا را پرت میکنند جلوی مشتری و میگن بخور! یا زمان گرفتن پول میگویند غذاترو خوردی پولشو بده و برو ادامه…