My Confession ver 0.2
سه روز طول کشید تا یه فروشگاه رو ترجمه کنم ، کد php که اکثر دوستان در سراسر دنیای مجازی ترجمهی آنرا دور از ذهن میپنداشتند. درسته تموم شده ولی یه مشکلی اینجا هست اونم اینه که یک unzip روی هاست همه چیز رو به حالت اولش برگردوند. قضیه اینجوریه که به اشتباه صفحاتی رو که نباید از دیتابیس پاک میکردم رو پاک کردم و میدونستم که جای نگرانی نیست و پوشهی دیتابیس رو از پکیج اصلی فشرده کردم تا در هاست بازش کنم ولی به اشتباه پیکج اصلی رو که از ابتدا در هاست آپلود کرده بودم رو باز کردم و این شد که بدبحت شدم. سه روز طلایی رو از دست دادم و جالبه بدونید که بعد از یه unzip و ریفرش متوجه شدم که بزرگترین اشتباه سه روز گذشته رو انجام دادم. و جالبتر آنکه بلادرنگ بعد از پی بردن به اشتباهم دوباره کار رو شروع کردم و ۱ ساعته دوباره بصورت کامل و حتی بهتر از بار اول ترجمش کردم! آیا واقعا ترجمه این فروشگاه سه روز نیاز داشت؟ آیا تکرار مجدد ترجمه لازم بود؟ این سوالاتیه که این دقایق ذهنم رو به خودش مشغول کرده.
چند روزیه که وقتی دارم میرم بیرون وان حمام شکستهای رو توی خاکروبههای نزدیکی خانهام میبینم و هردفه فکر میکنم اگر نشکسته بود میتونست حوضچه پرورش ماهی خوبی بشه. یه وان پر از آنجل یا…
برچسبها: php

۳ مهر ۱۳۸۸
بعضی وقتا منم اینجوری میشم! آره واقعا دردناکه!
۲۱ شهریور ۱۳۸۸
اگر اون سه روز نبود این یک ساعت به دست نمی اومد دادا.ولی از روحیه ی خواستن توانستن است تو خیلی خوشم میاد مثل خودمی
۲۱ شهریور ۱۳۸۸
عمو شبلی یک داستان در این باره داره
بی خیال بابا شاید لازم بوده که بفهمی مهارت انجام دادن کار ۳ روزه توی یک ساعت یا کمتر را داری از کجا معلوم شاید دفعه شوم توی ۱۰ دقیقه ترجمه شد
سخت نگیر