
نقدی بر فیلم City of ember
سیناک ۵م اسفند ۱۳۸۷ 406 بازدید نظر (۹)
شهری زیر زمین ٬ داستانی کودکانه که ممکن است بارها و بارها آنرا شنیده باشید ٬ آدمهایی که در زیر زمین زندگی میکنند و از حیاتی که در بالای سرشان است بیخبرند. داستان فیلم خوب و گویاست و با دیدن دقایق اولیه فیلم میتوان تا پایان فیلم را حدس زد. ابتدا چراغهای شهر را نشان میدهد شهری که نیروی آن توسط ژنراتوری که سالها قدمت دارد تامین میشود و به دلیل استهلاک قطعات ژنراتور نیروی اصلی شهر که همان برق شهر است دائما قطع میشود یا گاهی به دلیل نامعلومی چراغهای شهر که همانند ابرها تمام آسمان شهر را احاطه نمودهاند میترکند. قانون شهر اینست که هر نوجوانی وقتی به سن خاصی میرسد طی مراسمی و طبق قرعه ٬ کاری به او محول میشود که تا زمان بازنشستگی به آن کار مشغول باشد.
داستان بیانگر سختی در طی کشف راز جعبهایست که "لینا میفلیت" در زیر تخت خانهاش پیدا کرده. مادربزرگ "لینا" میداند که رازی مهم در این جعبه نهفته است ولی به دلیل کهولت سن بیاد نمیآورد که آن راز چیست. لینای داستان شهر نیمسوخته (شهر امبر) با کمک پسری به نام "دون هارو" آن راز را کشف میکنند٬ راز بیانگر ژنراتوریست که هرگز خاموش نمیشود و بیوقفه به کار خود ادامه میدهد. در پایان داستان آنها موفق میشوند که توسط نقشهای که در آن جعبه است به روی زمین بیآیند و متوجه آن نیروی عظیم که همهجا را روشن میکند میشوند که همانا خورشید است. زمانی اینفیلم را خوب درک خواهید کرد که آنرا ببینید و بنده نمیتوانم صحنه به صحنهی آنرا برایتان توصیف کنم!
توصیف مختصری از داستان را خواندید ٬ حال میخواهم قسمتیهایی از داستان را که برایم کمی گنگ بود را برایتان بازگو کنم. در قسمتی از فیلم که در زیر زمین میگذرد حیوانات قول آسایی را به تصویر میکشد که با کمی دقت میتوانیم نمونههای واقعی آنها را در حیات خودمان پیدا کنیم ٬ بطور مثال در میدان اصلی شهر آن زنبور بزرگ را بیاد آورید که "دون" به او کمک کرد تا دوباره پرواز کند ٬ یا در تونلهای ژنراتور آن موشکور که به تعمیرکاران حمله میکرد. با این فرض که آن حیوانات به اندازه واقعی بودهاند میتوان نتیجه گرفت که مردمان شهر نیمسوخته کوتوله بودهاند. ضد این نظریه زمانی اثبات میشود که "لینا" و "دون" بر روی زمین رسیدهاند و درختان و سنگها و یا آن لاشه ماشین سوخته و قدیمی با هیکل آنان همخوانی دارند و همانند یک انسان معمولی میمانند. شاید کارگردان یادش رفتهست که آنان زمانی کوتوله بودهاند یا شاید هدفش تنها تمام کردن فیلم بوده. و باز ضدی بر ضدیت نظریه اول زمانی را بیاد آورید که "لینا" و "دون" نقشه را از شکافی بر روی زمین به شهر میاندازند و پدر "دون" آن نقشه را مییابد ٬ آن لحظه را دیدید که همان زنبوری که "دون" به آن کمک کرده بود به داخل شکاف رفت و بر فراز شهر پرواز کرد. بنابر این با توجه به مقیاس زنبور و بچهها مردم شهر نیمسوخته کوتوله هستند!
بنده در سه حرکت تمام فرضیههای خود را زیر سوال بردم! بنظر بنده فیلمی که ازهر سکانسش بتوان برداشتی کرد که دید قبلی مارا به فیلم رد کند دیگر نمیتوان آنرا فیلم در رده سنی کودکان دانست. نظر شما چیست؟!
گیل کنان این فیلم زیبا را در سال ۲۰۰۸ کارگردانی کرده و بنده بهترین بازیگری را به ترتیب بیلموری (شهردار) ٬ مارتین لاندو (سول یا تعمیرکار پیر ژنراتور) ٬ سائوریس رونان (لینا میفلیت) ٬ تیم رابینز (لوریس هارو پدر پسرجوان) میدانم. صفحه فیلم در imdb را حتما ببینید.
به این مطلب در بالاترین رای دهید. بالاترین؟! مگه بسته نشده بود؟! کجای کاری بابا باز شده!
فیلم
مشترک فید این وبلاگ شوید تا همیشه از آخرین مطالب سیناک باخبر باشید. همچنین میتوانید با ثبت ایمیل خود در قسمت پایین، اخبار و برنامهها را در ایمیل خود دریافت نمایید.
۹ پاسخ به ” نقدی بر فیلم City of ember“
نظر دهید

زلزله تهران + ماهی
زلزله تهران به تاریخ ۱۳۸۸/۷/۲۵ : تقریبا پانزده دقیقه قبل از وقوع زلزله داشتم به ماهیم غذا میدادم که دیدم خیلی بیتابی میکنه و خودش رو به شیشه آکواریوم میزنه و غذاش رو هم نخورد ، «همانطور که میدانید سیچلاید ها فوقالعاده در غذا خوردن حریص هستند. حتی شهرت دارند که گاهی اونقدر غذا میخورند که شکمشون باد میکنه و میمیرند» تعجب کرده بودم که چرا ماهیم غذا نمیخوره. حال که زمین لرزه اومده فهمیدم که ماهیم زمینلرزه رو پیش بینی کرده بود.
جالب اینجاست که وقتی زمین لرزه اومد من پای کامپیوتر بودم و داشتم یه سایت طراحی میکردم و فکر کردم زمین لرزه در جهت عمودی اتفاق افتاده ولی از چند نفر شنیدم که افقی بوده. و جالبتر اینکه الان به این نتیجه رسیدم که از اون ماهی کمترم. اون ۱۵ دقیقه قبل فهمیده بود که میخواد زمین لرزه بیاد ولی بنده حتی جهت اون رو وقتی اتفاق افتاد تشخیص ندادم!
به گزارش خبرگزاری فارس زمینلرزه ۴ ریشتر بوده و شرق تهران و شمال پاکدشت رو لرزونده.
نظر (۸)


تبلیغ های این فیلم رو زیاد دیدم پس واجب شد که حتما بگیرمش، مرسی از اینکه مفصل معرفی کردی:)
سلام
معرفیتون رو خوندم. نکتهی جالبی که شما بهاش اشاره کردین و من توجه نکرده بودم، اسم اِمبر بود که به معنای اخگر ذغال، یا همون ذغال نیمسوخته است، که به طور خیلی ظریفی با طرز فکرِ اهالیِ امبر که اون رو بارقهی روشنایی مینامیدن، در تضاد بود. جالب بود.
اما در مورد این نتیجهگیریِ شما که اهالی امبر کوتوله بودن، من اصلن موافق نیستم. این فیلم فانتزی نبود، کاملن علمیتخیلی بود و هدفش، مثل خیلی دیگه از داستانهای پستآپوکالیپتیک، به تصویر کشیدن آیندهای بود که توش زمین بر اثر حماقتهای ما نابود شده. اهالیِ امبر تنها بازماندههای یک جنگِ خانمانبرانداز بودن، این رو اول فیلم به صراحت میگه و در این مورد هیچ تردیدی واسمون نمیذاره. و وقتی هم که لینا و دون میان بیرون، اولین چیزی که میبینن یک ماشین داغون شده است، که خودش حکایت از ماجراهای دیگه داره.
اما کاملن موافقم که فیلم در مورد اون جونورها خیلی گنگ عمل کرده و این کاملن نقطهضعف فیلم بود. شاید بشه برای اندازهی غیرطبیعیِ زنبورها و سوسکها، یک توجیهی پیدا کرد تو این مایهها که اتفاقی که روی زمین افتاده بوده، هر چی که بوده، باعث بروز جهشهای ژنتیک شده و موجودات رو خیلی بزرگ کرده، اما توضیح رضایت بخشی نیست.
و تشکر از این که به وبلاگم اومدین، اون سایتی هم که این معرفی توش قرار گرفته و من ریفرنس داده بودم، سایت آکادمیِ فانتزیِ که خودم از اعضاش(و به عبارتی مدیرِ فنیاش) هستم.
امیدوارم بشه گیرش آورد و دید
باید این فیلم و ببینم .من از فیلمای تخیلی خیلی خوشم میاد
من این فیلمو ندیدم فکر نمی کنی باید یه نسخه به دختر عمتون بدین ؟
اسفند ۹م, ۱۳۸۷ در ۸:۲۲ ق.ظ
به به دختر عمه گرامی٬ چه عجب این طرفها.
چشم یک نسخه از آنرا به شما میدهیم تا با خواهر زاده گرامیتان نگاهش کنید.
من اینو ندیدم ولی تو لیست فیلم ها بود که بگیرم
خیلی ممنون برای توضیحاتت، به نظرم باید جالب باشه
دوست گرامی سیناک!
همانطور که بخش دوم نوشتهام، کشور برزیل از نظر وسعت پنجمین کشور برزگ دنیاست و من فقط استان شمالی آن بنام «ناتال» را دیدهام.
مجسمهی مورد سوال شما، مجسمهی عیسی مسیح است که در شهر ریودو ژانیرو «پایتخت پیشین برزیل» و بر روی کوه کوراکوادو نصب شده است. من ریودو ژانیرو را ندیدهام و بنابرانی عکسی هم از آن مجسمه ندارم.
با مراجعه به این آدرس میتوانید اطلاعات بیشتری در مورد برزیل کسب کنید.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%AF%D9%88%DA%98%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88
توجه داشته باشید که من دیدهها و شنیدههای خودم را به عنوان یک گردشگر نقل میکنم.
البته من هنوز مطلب شما را نخواندهام. بیشک فردا خواهمش خواند گرچه از فیلم و سینما اطلاع چندانی ندارم.
اسفند ۶م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۸ ق.ظ
جناب اروند بسیار خردسند شدم از اینکه جواب بنده را به این شیوایی و سرعت دادید. با تشکر از لینکی که برای توضیح مجسمه مسیح فرستادید.