۲۵م مهر ۱۳۸۸
زلزله تهران به تاریخ ۱۳۸۸/۷/۲۵ : تقریبا پانزده دقیقه قبل از وقوع زلزله داشتم به ماهیم غذا میدادم که دیدم خیلی بیتابی میکنه و خودش رو به شیشه آکواریوم میزنه و غذاش رو هم نخورد ، «همانطور که میدانید سیچلاید ها فوقالعاده در غذا خوردن حریص هستند. حتی شهرت دارند که گاهی اونقدر غذا میخورند که شکمشون باد میکنه و میمیرند» تعجب کرده بودم که چرا ماهیم غذا نمیخوره. حال که زمین لرزه اومده فهمیدم که ماهیم زمینلرزه رو پیش بینی کرده بود.
جالب اینجاست که وقتی زمین لرزه اومد من پای کامپیوتر بودم و داشتم یه سایت طراحی میکردم و فکر کردم زمین لرزه در جهت عمودی اتفاق افتاده ولی از چند نفر شنیدم که افقی بوده. و جالبتر اینکه الان به این نتیجه رسیدم که از اون ماهی کمترم. اون ۱۵ دقیقه قبل فهمیده بود که میخواد زمین لرزه بیاد ولی بنده حتی جهت اون رو وقتی اتفاق افتاد تشخیص ندادم!
به گزارش خبرگزاری فارس زمینلرزه ۴ ریشتر بوده و شرق تهران و شمال پاکدشت رو لرزونده.
کوته نوشت4 ریشتر، ریشتر، زلزله، زلزله تهران، زلزله حیوانات، زلزله و حیوانات، ماهی
۱۵م مهر ۱۳۸۸

مداد رو همیشه نمیتراشند، چون اگر همیشه در حال تراشیدن مداد باشید اون زود تموم میشه و دیگه چیزی برای نوشتن ندارین ، اگر هم چیزی برای نوشتن نداشته باشید دیگه نمیتونید وبلاگتون رو آپدیت کنید. به تازگی یه مدادتراش خریدم به همین خاطر مدادم داره تموم میشه ، سعی میکنم جلوی خودمو بگیرم و کمتر بتراشمش تا دیرتر تموم بشه چون اگر تموم بشه دیگه چیزی برای نوشتن ندارم.
کوته نوشتpeg، pencil، مداد، مدادتراش، وبلاگنویسی
۱۹م شهریور ۱۳۸۸
سه روز طول کشید تا یه فروشگاه رو ترجمه کنم ، کد php که اکثر دوستان در سراسر دنیای مجازی ترجمهی آنرا دور از ذهن میپنداشتند. درسته تموم شده ولی یه مشکلی اینجا هست اونم اینه که یک unzip روی هاست همه چیز رو به حالت اولش برگردوند. قضیه اینجوریه که به اشتباه صفحاتی رو که نباید از دیتابیس پاک میکردم رو پاک کردم و میدونستم که جای نگرانی نیست و پوشهی دیتابیس رو از پکیج اصلی فشرده کردم تا در هاست بازش کنم ولی به اشتباه پیکج اصلی رو که از ابتدا در هاست آپلود کرده بودم رو باز کردم و این شد که بدبحت شدم. سه روز طلایی رو از دست دادم و جالبه بدونید که بعد از یه unzip و ریفرش متوجه شدم که بزرگترین اشتباه سه روز گذشته رو انجام دادم. و جالبتر آنکه بلادرنگ بعد از پی بردن به اشتباهم دوباره کار رو شروع کردم و ۱ ساعته دوباره بصورت کامل و حتی بهتر از بار اول ترجمش کردم! آیا واقعا ترجمه این فروشگاه سه روز نیاز داشت؟ آیا تکرار مجدد ترجمه لازم بود؟ این سوالاتیه که این دقایق ذهنم رو به خودش مشغول کرده.
چند روزیه که وقتی دارم میرم بیرون وان حمام شکستهای رو توی خاکروبههای نزدیکی خانهام میبینم و هردفه فکر میکنم اگر نشکسته بود میتونست حوضچه پرورش ماهی خوبی بشه. یه وان پر از آنجل یا…
کوته نوشتphp