wordpress farsi

تنها دل نوشته سیناک


sinac-koh-parke-sangi بنده من بودم‌ُ پسر عمه گرامی ، جمعه‌ای که گذشت در پارک سنگی تهران خوش بودیم، آشتی دوباره با کوه و ورزش را با مسیری کوتاه و نه چندان سخت شروع کردم، همان اول مسیر پله‌ها به یاد دوستان دانشگاهی قلعه حسن خان (شهرقدس) افتادم که گاه گاهی به گردش و تفریح می‌رفتیم، گروه ما اکثرا ۵ نفر بود، منُ و محسنُ، صالحُ، رضا و ابراهیم که ملقب به اِبی بود و هست. بعد از پایان دانشگاه دیگر کم همدیگر را می‌بینیم و حال همدیگر را بیشتر با تلفن می‌پرسیم. آن دوران چه بریز و بپاشی داشتیم، توی دانشگاه فقط گروه ما بود که تا اون آخر دانشگاه کنار هم بودیم، ولی حالا چی؟!؟! بنده خدا همین رضا بود که موقع کار بالای تیر برق، ۲فاز گرفتش و از اون بالا انداختش زمین، اول از همه من بودم که بعد از یک هفته با خبر شدم، اونم چه خبری، زنگ زدم به گوشیش که آره قراره بعد از یکسال دوباره گروه را دور هم جمع کنیم بریم شمال صفا، ولی صدایی که از پشت گوشی می‌آمد رضا نبود و خبری که شنیدم جالب نبود. چندتا عمل کرد، با اینکه ممنوع‌الملاقات بود ولی ۲بار رفتم بیمارستان دیدمش، دفه آخرم دوستان دیگر را بزور کتک کشوندمشون بیمارستان، یکی می‌گفت الان نه، یکی دیگه می‌گفت بعداً میام، بازم ابی مرام داشت از شمال کوبید اومد تا رفیقشو ببینه. رضا الان حالش خوبه ولی نه مثل اولش، داره کم کم راه میافته؛ برق دوفاز و سقوط از تیر برق!

آخرین کلام: ممکنه شما با برق شوخی داشته باشید ولی برق با کسی شوخی نداره مخصوصا اگر اسمش ۲فاز یا ۳فاز باشه.

  • email
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • StumbleUpon
  • BlinkList
  • RSS
  • Twitter
  • Tumblr
  • Reddit
  • Simpy
  • Mixx
  • Technorati
عمومی
، ، ، ، ،
  اشتراک خبرنامه

مشترک فید این وبلاگ شوید تا همیشه از آخرین مطالب سیناک باخبر باشید. همچنین می‌توانید با ثبت ایمیل خود در قسمت پایین، اخبار و برنامه‌ها را در ایمیل خود دریافت نمایید.

۱۱ پاسخ به ” تنها دل نوشته سیناک“

  1. [...] نیز یکی خسته از رانندگی طولانی و دیگری آسیب دیده از حادثه‌ای هولناک ٬ همانجا بود که آهی در دل کشیدم و با خود گفتم واضح و [...]

  2. [...] قبلاً درباره رضا و اتفاق ناگواری که براش افتاده بود در اینجا گفته بودم٬ خوشبختانه حالش بهتر شده و راه رفتنش [...]

  3. [...] ای که گذشت با دو دوست قدیمی به پشت سد کرج رفتیم ٬ اینبار یادم مانده بود که قلاب [...]

  4. [...] قبلاً درباره رضا و اتفاق ناگواری که براش افتاده بود در اینجا گفته بودم٬ خوشبختانه حالش بهتر شده و راه رفتنش [...]

  5. پانوراما می‌گه:

    تا بوده همین بوده متاسفانه
    امیدوارم حال دوستت هر چه زودتر خوب بشه سینا جان

  6. aMiN می‌گه:

    ناراحت کننده بود
    ——
    sinac: حقیقت بود

  7. شایان می‌گه:

    اول توجه عکس کوه من را به خود جلب کرد و بعد مطلب را خوندن از آشتی شما با طبیعت خیلی خوشحالم و از اتفاق ناگواری که برای دوست شما افتاده خیلی ناراحت
    —-
    sinac: ممنون، هدف از نشان دادن این عکس، عجول بودن بنده را اثبات می‎کند، چرا؟ زیرا فراموش کردم کفش کوهم را بپوشم :lol:

  8. URCHIN7 می‌گه:

    سلام سیناک

    می خوام تو وبلاگم یه ریدرfeedburner قرار بدم ولی نمی تونم

    فیدش رو گذاشتم ولی شمارنده رو نمی فهمم از کجا پیدا کنم اگه می شه کمکم کن
    ——-
    sinac: هم اکنون به درخواست شما در حال نگارش جواب سوال شما هستم تا در پستی جدید قرار دهم.

  9. علیرضا می‌گه:

    … مخصوصا اگر اسمش برق بین راه ۱۶۰۰۰ ولت باشه ! اون موقع باید توی گرد و خاک ها دنبال جنازه عزیزانمون باشیم ! ( شوخی کردم بابا چرا میزنی ؟ )
    بدون ما خوش میگذره ؟ آقا وبم تغییر کرده ، یه نیگاه بنداز ، منتظرتم !
    ——
    sinac: دیدم جالی بود علی جان، ممنون که chrome را معرفی کردی. :)

  10. satrap می‌گه:

    واییییییییییییییییییییییی…..واقعا متاسفم…انشاالله هر چه زودتر حالش خوب بشه

  11. حامد ملک می‌گه:

    آره پسر … اصلا شوخی نداره (به عنوان یک مهندس برق – قدرت :دی )
    خود من رو یک بار توی کارگاه دو فاز گرفت و البته من سریع تونستم به خودم مسلط بشم و خودم رو جدا کنم (حداکثر ۱ یا ۲ ثانیه) اما واقعا حادثه بدی بود و تا یک ماه مشکل داشتم

نظر دهید